اون و یارش منو یادش هع نه اینجوری خیلی میشه خوش به حالش اون و یارش منو رفیق فابش اینم از جواب کارش
برچسب:
نویسنده: نوید پاکدل
برچسب:
نویسنده: نوید پاکدل
گفتم خدایا!یه روز از عمرما کم کن بزار بهش برسم
گفت نمیشه
گفتم خوب ده سال از عمرما کم کن بزار بش برسم
بازم گفت:نمیشه
گفتم خوب همه عمرما بگیر فقط بزار یه روز پیشش باشم
خدا بغض کرد و گفت :اخه چیکار کنم وقتی نمیخوادت
برچسب:
نویسنده: نوید پاکدل
برچسب:
نویسنده: نوید پاکدل
برچسب:
نویسنده: نوید پاکدل
تو حیاط دبیرستان با یه نفر بدجوری درگیر شدم فکر کنم فهمیده بود از خواهرش خوشم میاد چون هیکل من بزرگ تر اون بود و اون یکم ریز میزه بود بچها داد میزدن قورتش بده بزنش بزنش تا این که یه مشت زد زیر چشمم و حسابی خودشو خالی کرد فرداش وقتی رفتم عشقمو ببینم گفت بمیرم الهی حداقل توام یه مشت میزدی گفتم دلم نیومد گفت چرا؟؟؟گفتم اخه چشماش شبیه تو بود
[ شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۶ ] [ 19:56 ] [ نیلوفر .ش ]
[ ]
برچسب:
نویسنده: نوید پاکدل
دختر:شنیدم داری ازدواج میکنی مبارکت باشهپسر :مرسی انشاالله قسمت شمادختر:میشه برا اخرین بار یه خواهش ازت بکنم
پسر:اهوم بگو
دختر:میشه اگه یه روزی بعد ازدواجت بچه دار شدی بچت دختر بود اسم منا بزاری روش؟؟؟
پسر:چرا؟میخوای هروقت نگاش میکنم صداش میکنم درد بکشم و یاد تو بیفتم؟
دختر:نه اخه میگن دخترا عاشق باباهاشونن میخوام بدونی چقدددددد عاشقت بودم
برچسب:
نویسنده: نوید پاکدل
چرا گریه ؟؟
سرتو بگیر بالا پرنسس تاجت داره میفته
برچسب:
نویسنده: نوید پاکدل
لعنت به خیابانی که در آن فروختن مواد آزاد است
اما گرفتن دستان کسی که دوستش داری جرم
برچسب:
نویسنده: نوید پاکدل